سيد على اكبر برقعى قمى

68

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

نظر آنان كه نكردند بكاچى و عدس * الحق انصاف توان داد كه صاحب‌نظرند كس به بالاى مزعفر مخوراد آش ترش * كه چنانم من از اين كرده پشيمان كه مپرس * * * كيپاپزان سحر كه سر كله واكنند * آيا شود كه گوشه چشمى به ما كنند * * * مشنو اى جان كه به‌جز دنبه مرا يارى هست * يا به‌جز مالش چنگال مرا كارى هست چه عجب كنگر اگر هم نفس بريان شد * همه دانند كه در صحبت گل خارى هست * * * خور در رواق ازرق چون رو نهد * به زردى ياد آيدم مزعفر در صحن لاجوردى مزعفر هر طعامى است كه در آن زعفران كنند و عربى است و مشتق ساختگى امّا فارسيان آن را در خصوص مزعفر پلو به كار برند . صحن به معنى كاسه بزرگ و قدح بزرگ است و اين غير از صحن خانه است كه به معنى فضا و عرصه آن باشد . بسر : با ضمّ باى ابجد و سكون سين بىنقطه تازه از هر چيز را گويند بخصوص خرمايى كه هنوز پخته و رطب نشده باشد و آن نام بسر بن ارطاة است كه به فرمان معاويه يك ماه در مدينه بماند و هرآن‌كس كه بر كشتن عثمان دليرى كرده بود و بر او ظفر يافت بكشت . و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة گفته كه : « امام على عليه السّلام در قنوت نماز فجر و مغرب جمعى را لعن همىكرد از جمله بسر بن ارطاة بود » . « 1 » بسرى : به ضبط پيش منسوب است به بسر و آن قريه‌اى است تابع حوران از اعمال دمشق و ابو عبد اللّه محمّد بن حسان بسرى از اعلام عرفاى قرن سوّم بدان منسوب است . بسطام « 2 » : با كسر باى ابجد و سكون سين ( بنا بر ضبط فيروزآبادى در قاموس ) نام جمعى از محدّثان عامّه و خاصّه است ، از جمله : بسطام حدّاد كوفى و بسطام بن حصين كوفى كه هر دو از اصحاب امام صادق عليه السّلام و در شمار محدّثان خاصّه‌اند و ابن بسطام كنيت حسين بن بسطام بن سابور است از قدماى علماى اماميّه و صاحب كتاب طبّ النبى .

--> ( 1 ) - و نيز ابن ابى بسر مازنى پدر عبد اللّه بن بسر از بنى مازن بن منصور بن عكرمه . در صحيح مسلم نام - وى در ضمن حديثى كه از عبد اللّه بن بسر پسر وى نقل شده آمده . او دو پسر و دخترش صحبت حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم را درك كرده‌اند . و نيز بسر بن راعى العير اشجعى از صحابهء حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله بود . دربارهء وى اختلاف‌نظر است . برخى او را از صحابه و گروهى او را منافق گفته‌اند و برخى گفته‌اند ممكن است در آغاز منافق بوده سپس اسلام آورده باشد . و نيز بسر بن ابو سفيان بن عمرو خزاعى به گفتهء ابو عمرو به سال ششم هجرى اسلام آورد و نام وى در حديبيّه و جز آن آمده است . « بسر » نام دهى در بغداد و نيز نام قريه‌اى از توابع حوران دمشق ( لغتنامه / دهخدا : 11 / 51 ) . ( 2 ) - بسطام : به كسر اوّل و فتح اوّل هر دو ضبط شده است ، نام شهرى است در شش‌كيلومترى شاهرود كه در گذشته اهمّيّت بسيار داشته و در فتنهء مغول ويران شده است . ابن بطوطه در سفرنامهء خود مىگويد : « از نيشابور به بسطام رفتم شيخ عارف بايزيد بسطامى به اين شهر منسوب است ، قبرش با قبر يكى از اولاد امام جعفر صادق عليه السّلام زير يك بقعه است . مقبرهء شيخ ابو الحسن خرقانى نيز در اين شهر است » . ( لغتنامه / دهخدا : 11 / 58 ) .